به نام خدا
به نام خدای من خدای تو خدای ما خدای هر وجودی و حتی خدای هیچ به نام خدای حیات به نام خدای فنا به نام خدای ثروتمندان، ثروت نه به معنای پول بلکه به معنای اشباع شدگان از هر چیز که او (خدا) در میانشان غریب است چون نیاز نیست چون ضعف نیست حتی نامی..... و به نام خدای مستضعفان نه به معنای فقیران بلکه مستضعف در همه چیز و پیروز در همه چیز و هیچ چیز جالب اینجاست که همه چیزش برای توست و هیچ چیزش برای خودش و همچنان مستضعف است..... خدایی که می بخشد و می گیرد و خدایی که باید برای اثبات خداییش به نام خودش قسم خورد!!!!............. آن چیست که برای اثباتش به خودش بر میگردیم؟ آن چیست که من و تو را هر روز و هر لحظه و همیشه و هیچ وقت در خودش قرار می دهد و من و تو را آن چنان در خود حل می کند که حتی اثری از حیات و فنای تو نمی ماند اما هنوز همه چیز تو هست و تو هستی چون باید باشی چون خواستن یا بهتر بگم خواستی که باشی معلوم نیست از کجا؟ از کی؟ چه وقت؟ با کی؟ با چه؟ و حتی شاید هم معلوم باشد اما الان هستی وجود داری پس مسئولی ...............
سلام به همه ی دوستان عزیز امیدوارم که حال همه ی شما خوب باشد و با امید به اینکه هنوز لطف شما به این بنده ی حقیر نظاره گر باشد. نمی دونم از کجا شروع کنم از مطالبی که مدت هاست و شاید بهتره بگم سال هاست در من عقده ای را به وجود آورده که همیشه مرا به فریاد زدن تشویق کرده اما هر چه فریاد باز هم از سکوت جلوتر نمی رویم نمی دونم از کجا شروع کنم از این شروع کنم که چرا به فکر تشکیل این وبلاگ افتادم یا خودم رو معرفی کنم نمی دانم از کجا شروع کنم پس بگذارید از هر کجا که زبان به کلام می رساند شروع کنم..........
اگر در قالب خاصی و طبق نظم خاصی صحبت نمی کنم مرا ببخشید زیرا دلیلش شکستن همه ی نظم ها و فراموش کردن همه ی بی نظمی هاست و معلق در هوا، هوایی که شاید مسموم و شاید هم اکسیر باشد ولیکن کسی نیست که به من گوید این هوا چیست سم مهلک است یا اکسیر حیات بخش پس ناگزیرم که هیچ باشم و همه چیز و در عین حال در جستجوی همه چیزی که نمی دانم چیست.............
آن قدر صحبت هست که هر کجا دست می گذارم یخی می شکند و ناگاه چشمه ای جوشان از آن جاری می شود که تا به خودم می آیم می بینم هزار هزار رود را از آن بافته ام و هنوز جایی نیستم.......
خوشحالم که دوباره برایتان می نویسم حقیقت امر این است که تازگی به من عضویت در کانونی پیش نهاد شده که اگر چه قبلا هم پیش نهاد شده بود و وبلاگ قبلی (انسان امروز) تقریبا شاخه ای از آن کانون بود در عین حالی که همیشه و تا آن جایی که توانستم استقلالش را حفظ کردم در عین همکاری با آن موسسه،اما باز این پیش نهاد شده و در جلسه ای که با مدیران موسسه ی تفکر پویا داشتیم این طور برداشت کردم که بستر برای زدن حرف ها و دانستن چیزهایی که نمی دانم محیا است و تشنه ای مثل من را به سوی خود می کشاند. البته هنوز کار کانون که در واقع شاخه ای از موسسه تفکر پویا است به طور جد شروع نشده و این فرصت خوبی است که من تحقیقات و مطالعاتم را کامل تر کنم.نام کانون هنوز کاملا مشخص نشده اما حوضه ی تحقیقاتی آن در مورد مسائل فرهنگ ظهور و انتظار است و نقد و بررسی این حقیقت که شاید به مصلحتی تبدیل شده و ظلمی بزرگتر از این نیست که حقیقتی را فقط برای مصلحتی دانست....... من نیز طبق مطالعاتی که در مورد انتظار و ظهور در شاخه ی اجتماعی و جامعه شناسی دارم همکاری خودم را با این کانون اعلام کردم و از این جا بود که تصمیم گرفتم کارهای خودم اعم از تحقیقات شخصی و تحقیقاتی که برای کانون انجام می دهم را مستقلا در وبلاگ شخصی به نام خدای زندانی درج کنم که اولا در کنار شما دوستان بودن و قلم زدن برای شما سعادتیست که همیشه آرزو داشتم و آرزو می کنم و ثانیا از نظرات شما دوستان گرامی جویا باشم پس از همه ی شما عزیزان و همه سروران و همه صاحب نظران خواهشمندم خواهشمندم خواهشمندم این حرکت را جدی بگیرند و باعث دلگرمی همه ی ما انسان ها باشند که شاید بتوانیم قدمی از قدم این جامعه را ما برداریم قدمی که سال ها و حتی قرن ها از آن سئوال و پرسش و تحقیق شود و مایه فخر وجود انسانی همه ی ما باشد........
من شیوه ی خاصی را برای طرح مسائلی که می خواهم این جا طرح کنم هنوز پیدا نکرده ام پس شاید در اوایل با بی نظمی های مطلبی (که شاید بی نظمی باشد اما همه به هم ارتباطی دقیق و جزء به جزء دارند) مواجهه باشید. پس از شما در همین اول کار عذر می خواهم و امید دارم که با نظری دقیق و موشکافانه این نقص من را جبران کنید.
در پست بعدی از این وبلاگ به مسئله ی مسئول بودن همه ی ما در اصل وجود و بقیه مسائل و شرح نام این وبلاگ می پردازم و مطالبی دیگر در اول از همه شما عزیزان این خواهش را دارم که در مورد نام همین وبلاگ (خدای زندانی) نظر خود را بیان کنید و در واقع مفهومی که از این نام برداشت کرده اید که این خدا کیست که زندانی است؟ اصلا چه زندانی؟ چه خدایی؟ و باز هم برای چندمین بار از همه ی صاحب نظران و عزیزان این انتظار را داریم که با نظرات خودشان ما را دلگرم و در راه رسیدن وجود انسانی همه ی بشریت را به جایی که حق همه ی وجود است قدمی بردارند.
خوش عالمی نیستی، که هرجا ایستی کس نپرسد کیستی........
یا حق![]()
...............

